فهرست
روز نخست: پرسه در تفلیس
شهر تفلیس در کرانهٔ رود کُر بنا شده است. گفته میشود که در سدهٔ پنجم میلادی، به فرمان وختانگ گورگاسالی، پادشاه سرزمینهای شرقی گرجستانِ امروز، در سی کیلومتری مرکز کهنتر مذهبی و فرهنگی منطقه، بنیان نهاده شد.



هرچند امروزه در کنارههای دورتر رودخانه، شهرکهای نوساز فراوانی با ساختمانهای بلند و مدرن سر برآوردهاند، اما بافت تاریخی تفلیس همچنان بر پایهٔ پیچوخمهای رود کُر و تپههای پیرامون آن شکل گرفته است. خانهها بر دامنهها و کوهپایهها، گویی یکی بر دیگری نشستهاند. کوچهپسکوچههای شهر سرشار از خانههای سدههای نوزدهم و بیستم است؛ آمیزهای از معماری روسی، قفقازی و عثمانی. ایوانهای چوبی با نردهها و ستونهای کندهکاریشده، رنگآمیزیهای چشمنواز و پنجرههایی که به سوی حیاطهای سرسبز گشوده میشوند، به شهر جلوهای دلنشین بخشیدهاند……بافت تاریخی تفلیس همچنان بر پایهٔ پیچوخمهای رود کُر و تپههای پیرامون آن شکل گرفته است. خانهها بر دامنهها و کوهپایهها، گویی یکی بر دیگری نشستهاند. کوچهپسکوچههای شهر سرشار از خانههای سدههای نوزدهم و بیستم است؛ آمیزهای از معماری روسی، قفقازی و عثمانی. ایوانهای چوبی با نردهها و ستونهای کندهکاریشده، رنگآمیزیهای چشمنواز و پنجرههایی که به سوی حیاطهای سرسبز گشوده میشوند، به شهر جلوهای دلنشین بخشیدهاند.



در این بافت کهن، چندان نشانی از نظم هندسی شهرهای جدید دیده نمیشود. هرجومرج سالیان اخیر گاه به فضای داخلی و حتی نمای بیرونی برخی خانهها آسیب رسانده است؛ با این همه، درختان کهنسال چنار، کاج و گونههای گوناگون درختان میوه، بسیاری از این کاستیها را از نظر پنهان میکنند.

رنگارنگی تفلیس تنها به ایوانها و خانههایش محدود نمیشود. قرار گرفتن محلهٔ یهودیان در کنار محلههای مسلماننشین و کلیساهای ارمنی در جوار کاتدرالهای گرجی، نمادی از همزیستی و درهمآمیزی فرهنگها و باورهای گوناگون در این شهر است.
نه تنها در خیابانهای مرکزی تفلیس، بلکه در دورافتادهترین مناطق گرجستان نیز باجههای تبدیل ارز به چشم میخورد و زبانهای روسی و انگلیسی بهطور گسترده رایجاند. شرکتهای کرایهٔ خودرو و آژانسهای گردشگری، مسافران روس، آذری، ایرانی، ترک و چینی را به گوشهوکنار این سرزمین میبرند. گفتمان غالب در صنعت گردشگری گرجستان بر روایت تاریخ و میراث فرهنگی استوار است، بیآنکه کینهتوزی آشکاری نسبت به همسایگان و قدرتهایی که طی سدهها قفقاز را میدان جنگ و ویرانی ساختهاند، در آن دیده شود.

در روز نخست، بیش از هفده کیلومتر در بخش تاریخی شهر پیادهروی کردیم. در خیال، با آخوندزاده، طالبوف و دیگر روشنفکران قفقاز همسخن شدیم و بر آن همه آرزوها، امیدها و رؤیاهای بر باد رفته گریستیم.
……………………….
سفر به قفقاز / گرجستان
روز نخست؛ پرسه در تفلیس
هرچند امروزه در کنارههای دورتر رودخانه، شهرکهای نوساز فراوانی با ساختمانهای بلند و مدرن سر برآوردهاند، اما بافت تاریخی تفلیس همچنان بر پایهٔ پیچوخمهای رود کُر و تپههای پیرامون آن شکل گرفته است. خانهها بر دامنهها و کوهپایهها، گویی یکی بر دیگری نشستهاند. کوچهپسکوچههای شهر سرشار از خانههای سدههای نوزدهم و بیستم است؛ آمیزهای از معماری روسی، قفقازی و عثمانی. ایوانهای چوبی با نردهها و ستونهای کندهکاریشده، رنگآمیزیهای چشمنواز و پنجرههایی که به سوی حیاطهای سرسبز گشوده میشوند، به شهر جلوهای دلنشین بخشیدهاند.
در این بافت کهن، چندان نشانی از نظم هندسی شهرهای جدید دیده نمیشود. هرجومرج سالیان اخیر گاه به فضای داخلی و حتی نمای بیرونی برخی خانهها آسیب رسانده است؛ با این همه، درختان کهنسال چنار، کاج و گونههای گوناگون درختان میوه، بسیاری از این کاستیها را از نظر پنهان میکنند.
رنگارنگی تفلیس تنها به ایوانها و خانههایش محدود نمیشود. قرار گرفتن محلهٔ یهودیان در کنار محلههای مسلماننشین و کلیساهای ارمنی در جوار کاتدرالهای گرجی، نمادی از همزیستی و درهمآمیزی فرهنگها و باورهای گوناگون در این شهر است.
نه تنها در خیابانهای مرکزی تفلیس، بلکه در دورافتادهترین مناطق گرجستان نیز باجههای تبدیل ارز به چشم میخورد و زبانهای روسی و انگلیسی بهطور گسترده رایجاند. شرکتهای کرایهٔ خودرو و آژانسهای گردشگری، مسافران روس، آذری، ایرانی، ترک و چینی را به گوشهوکنار این سرزمین میبرند. گفتمان غالب در صنعت گردشگری گرجستان بر روایت تاریخ و میراث فرهنگی استوار است، بیآنکه کینهتوزی آشکاری نسبت به همسایگان و قدرتهایی که طی سدهها قفقاز را میدان جنگ و ویرانی ساختهاند، در آن دیده شود.
در روز نخست، بیش از هفده کیلومتر در بخش تاریخی شهر پیادهروی کردیم. در خیال، با آخوندزاده، طالبوف و دیگر روشنفکران قفقاز همسخن شدیم و بر آن همه آرزوها، امیدها و رؤیاهای بر باد رفته گریستیم.