بازنویسی جستاری پیشین در سایت راه در سال 2020

پیش درآمد:

خاور میانه عصرما ،مرکز بحران های بی پایان اجتماعی-سیاسی، معیادگاه گروه های متخاصم افراطی مذهبی و میدان جنگ های نیابتی قدرت های استعماری است. از منظر جهانی و به ویژه غربی این منطقه مشکل زا، جنگ افروز  نا توان از همزیستی متمدنانه با دیگران می باشد. بسیاری از ساکنان این ناحیه فقیرو بی خانمان شده اند و دور نمای آینده برای آنها اگر نگویم تاریک، که  ناروشن است.

شمار فراوانی از باشندگان خاورمیانه “دیگران” را برانگیزنده این شرایط می دانند و بخشی از نخبگان هم “کلیت”فرهنگ منطقه را بانی آن می خوانند. برای این دسته ، تنها راه نجات فراموش کردن”گذشته” است .

یکی از شاخصه های این گذشته پنج هزار ساله چندگانگی قومی، زبانی، دینی وفرهنگی در میان مردمان این سرزمین است ، که  شاکله هویت های گوناگون را تشکیل می دهد. هر یک از این هویت های برای خود در جستجوی حقانیت تاریخی اند.اینکه هر گروه در پی شکل دادن هویت خود باشد امری طبیعی است، مشکل از زمانی آغازمیگردد که هویت ها نه بر أساس دستاورد های درونی بلکه بر پایه ضدیت و نفی هویت دیگری بنا می شود و خشک اندیشی قومی و مذهبی و در پی آن نفرت پراکنی و دامن زدن به گرایش های خشونت آمیز به این هویت های ماهییتی جنگ افروز و مرگ آلود دهد.

در حالی که مردمان این منطقه بیش از هر دوره ای منافع مشترک در رویارویی با مشکلات اقلیمی و اجتماعی و سیاسی دارند.  با وجود جنگ و ستیزهای گذشته،گستردگی زمانیِ زیست مشترک مردم این سرزمین، موجب پیوند های فرهنگی فراوان و تنومندی هم شده است ..بر ماست که در سایه این بنیاد های همگانی بادیدی انتقادی به ریشه های این خشک اندیشی ملی و مذهبی وایدئولوژیک برخورد کنیم  و روا داری، بخشی نهادینه میثاق همبستگی  ملی ودینی  ما شود . پایه همزیستی صلح آمیز ملی وفراملی شناسایی حقانیت دیگری واحترام به آن است. تنها در چنین صورتی می توان امیدوار بود که جایگاه خاورمیانه در عرصه بین المللی ونقش پر رنگ آن در بنیان فرهنگ بشری برای جها نیان آشکارشود و صلح و توسعه پایدار به منطقه باز گردد.

فهرست

از دریای سفلی تا دریای علیا

کوشیدم نگارش این بخش به زبان گذشتگان باشد

بدان که سرزمین میان دریای سفلی و دریای علیا، که یکی خلیج فارس است و دیگر دریای روم، از کهن‌ترین جایگاه‌های مردمان و آبادانی‌های جهان بوده است. در این پهنه، نخستین بار مردمان شهرها ساختند و بر لوح گل سخن نوشتند و قانون نهادند و شاهان بر تخت نشستند و رعایا را فرمان دادند.

و این سرزمین‌ها نه تنها جایگاه زایش شهر و دولت بود، بلکه گذرگاه قوم‌ها و آیین‌ها و زبان‌های گوناگون نیز بود؛ گاه دوستی و داد و ستد میان ایشان افتاد و گاه جنگ و خون‌ریزی و ویرانی. و از این آمد و شد، بنیاد تمدن بزرگ خاور زمین نهاده شد.

و در این فصل، سخن از آن می‌رود که چگونه سومریان در دشت میان‌رودان شهرها برپا کردند، و چگونه اکدیان و بابلیان و آشوریان برآمدند، و چگونه سرانجام کوروش پارسی بابل را بگشاد و شاهنشاهی بزرگ بنیاد نهاد، چنان که نام او تا امروز در دفتر تاریخ بمانده است.

گاهشماری رویدادها از سومر تا کوروش

در روزگار سومریان

و نخست مردمانی بودند که ایشان را سومری خوانند و در کنار دجله و فرات نشستند، و شهرهایی چون اور و اوروک و لاگاش بنا کردند. و خطی پدید آوردند که آن را میخی خوانند، و از آن پس کار و داد و ستد و فرمان شاهان را بر گل نوشتند. و این در حدود سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد بود.

و این دولت‌شهرها با یکدیگر در کشاکش بودند، لیک بنیاد شهرنشینی و دیوان و پرستشگاه و بازرگانی از ایشان آغاز شد.

در روزگار اکدیان

پس سارگون اکدی برخاست، مردی جنگاور و سیاست‌دان، و نخستین شاهنشاهی بزرگ را بنیاد نهاد و فرمان او از دریای سفلی تا دریای علیا روان شد. و زبان سامی با فرهنگ سومری درآمیخت و مفهوم شاهنشاهی فراخ پدید آمد.

در روزگار سوم “اور”

چون دولت اکدیان برافتاد، سومریان بار دیگر قوت گرفتند و در شهر اور دودمانی نو پدید آوردند. و در آن روزگار، دیوان‌سالاری استوار شد و زیگورات‌ها برافراشتند و قانون‌ها نوشتند و نظم در کار ملک و رعیت پدید آمد.

در روزگار بابل کهن

پس از آن، شهر بابل سر برآورد و حمورابی، شاه آن، قانونی نوشت که نام او را جاودانه ساخت. و آن قانون، داد و بیداد و حق و ناحق را معین می‌کرد و نشان داد که مردمان خواستار سامان و عدل‌اند.

در روزگار هیتیان و آشوریان

و در آناتولی هیتیان برخاستند و آهن به کار بردند و سپاه آراستند.
و پس از ایشان آشوریان برآمدند، مردمانی سخت‌گیر و جنگاور، و از کوه زاگرس تا مصر فرمان راندند. و شهر نینوا و آشور را پایتخت ساختند و کتابخانه‌ها و دیوان‌ها سامان دادند.

در روزگار بابل نو

چون آشور فرو ریخت، بابل دیگر بار شکوه یافت. نبوکدنصر شاه بابل باغ‌ها و برج‌ها ساخت و شهر را آراست، چنان که از شگفتی‌های جهان باستان شمرده شد.

در روزگار ماد و پارس

و در فلات ایران، مادها دولت پدید آوردند و در نابودی آشور با بابلیان همدست شدند. و پارس‌ها در جنوب ایران نیرو گرفتند و خاندان هخامنشی بنیاد یافت.

در روزگار کوروش هخامنشی

و آنگاه کوروش، شاه پارس، برخاست و ماد را در سال پانصد و پنجاه پیش از میلاد بگرفت و شاهنشاهی بزرگ بنیاد نهاد.
پس لیدی را بگشود و کرزوس را شکست داد. و سرانجام در سال پانصد و سی و نه پیش از میلاد، بابل را بی‌ویرانی گشود و مردم آن شهر را امان داد و آیین‌ها و خدایان ایشان را حرمت نهاد.

و این کار او را در جهان نامی بزرگ ساخت، و منشوری نوشت که در آن از داد و بردباری سخن رفت.

بدان که از روزگار سومر تا کوروش، نزدیک سه هزار سال برآمد و در این مدت، آدمیان شهر ساختند و قانون نهادند و شاهنشاهی برپا کردند و آموختند که چگونه مردمان گوناگون را در یک ملک گرد آورند. و گشوده‌شدن بابل به دست کوروش نه پایان یک داستان، بلکه آغاز روزگاری نو بود که شاهنشاهی بزرگ و پایدار در جهان بنیاد گرفت.