خوانشی در سنت تاریخنگاری ساختاری ،برگرفته از اندیشههای فردیناند برودل و فریدون آدمیت
بازخوانی جستار ژوئن سال 2020 در سایت راه
فهرست
۱. کرت در سپیدهدم تاریخ دیرپای مدیترانه
کرت، بزرگترین جزیرهٔ یونان در خاور مدیترانه، یکی از نخستین کانونهای تمدن در اروپا بهشمار میرود. نخستین باشندگان این جزیره، بهگمان فراوان، از آناتولی به آن کوچیده بودند؛ مردمانی دریانورد و بازرگان که فنون ذوب فلزات، کار با آلیاژها و شیوههای سازماندهی بازرگانی را با خود آوردند. از همان آغاز، کرت در شبکهای از دادوستدهای دریایی با کنعان، مصر و آسیای کوچک جای گرفت و به یکی از گرهگاههای پیوند میان شرق و غرب بدل شد.
فردیناند برودل با نگاهی ساختاری، کرت و جزایر اژه را بخشی جداییناپذیر از تاریخ خاورزمین میداند؛ نگاهی که روایت سادهانگارانهٔ «خاستگاه یونانی تمدن اروپا» را به پرسش میکشد و بر دیرپایی پیوندهای مدیترانهای تأکید میگذارد.
۲. اقتصاد، شهر و کاخ؛ زیرساختهای قدرت در کرت
تمدن کرتی در هزارهٔ دوم پیش از میلاد به اوج رسید و بسیاری از دستاوردهای آن بعدها در دولتشهرهای یونانی بازتاب یافت. اقتصاد کرت بر بازرگانی دریایی استوار بود و همین پایهٔ اقتصادی، سازمان سیاسی و شهرسازی آن را شکل میداد.
شهرها پیرامون «کاخ» سامان مییافتند؛ نهادی که همزمان مرکز اقتصادی، اداری و آیینی بود. کاخها انبارهای بزرگ آذوقه داشتند و ساماندهی تولید و توزیع خوراک را بر عهده میگرفتند. دبیران آموزشدیده گردش کالا، مالیات و دادوستدها را بر لوحهها ثبت میکردند. این ساختار نشان میدهد که قدرت سیاسی در کرت بیش از آنکه بر جنگ و زور استوار باشد، بر ساماندهی اقتصادی و نمادهای آیینی تکیه داشت.
۳. دین، جنسیت و قدرت نمادین
در جهانبینی کرتی، ایزدبانوان جایگاهی برجسته داشتند؛ نمادهایی از باروری، خورشید و نیروهای طبیعت، همچون اینانا، ایشتار و شمس. دین، همچون دیگر تمدنهای باستانی، در تار و پود زندگی اجتماعی تنیده بود، اما تعصب دینی و排斥 خدایان بیگانه چندان دیده نمیشود. این گشودگی دینی را میتوان بازتاب ساختار باز بازرگانی و تماسهای گستردهٔ فرهنگی دانست.
جایگاه زنان در کرت و سومر، دستکم بر پایهٔ برخی دادههای تاریخی، گستردهتر از یونان کلاسیک بود؛ زنان میتوانستند داوری کنند و در برخی عرصههای اقتصادی و آیینی نقش داشته باشند. این نکته، روایت خطی «پیشرفت تمدن» را فرو میریزد و نشان میدهد که تاریخ اجتماعی نه مسیری یکنواخت، بلکه میدان افتوخیزها و گاه پسرفتهاست.
۴. کرت و ریشههای اندیشهٔ سیاسی یونان
فریدون آدمیت با نقد تاریخنگاری اروپامحور، بر پیوستگی اندیشهٔ سیاسی تأکید میکند و نشان میدهد که بسیاری از مفاهیمی که به یونان نسبت داده میشود، ریشههایی شرقی و کرتی دارد. هرودوت، افلاطون و ارسطو نیز به وامداری یونان به کرت در زمینهٔ قانون و سازمان اجتماعی اشاره کردهاند.
در این چشمانداز، «قانون اساسی»، «شهر آزاد» و حتی برخی عناصر مردمسالاری، نه اختراعات ناگهانی یونانی، بلکه دگرگونشدهٔ سنتهایی کهنتر در جهان مدیترانه و خاورزمیناند. چنین خوانشی، اسطورهٔ خودبسندگی تمدن یونانی را به چالش میکشد و آن را در شبکهای از دادوستدهای دیرپای فرهنگی جای میدهد.
۵. فروپاشی، تداوم و جابهجایی مرکز ثقل تمدن
تمدن کرتی بارها در اثر زمینلرزه، سونامی و فوران آتشفشان آسیب دید، اما ساختارهای اقتصادی و اجتماعی آن بازسازی شد. با این همه، از سدهٔ دوازدهم پیش از میلاد، هجوم «اقوام دریایی» بسیاری از ساختارهای کهن شرق مدیترانه را در هم شکست. با افول کرت، کانون تمدن یونانی به دولتشهرهایی چون آتن انتقال یافت؛ اما این انتقال نه گسستی مطلق، بلکه جابهجایی مرکز ثقل در یک پیوستار تاریخی بود.
۶. تاریخ، هویت و نقد ملیگرایی تاریخی
تاریخ کرت و پیوند آن با آناتولی، پرسش هویت را در مدیترانهٔ شرقی روشن میکند. این سرزمینها همواره میدان آمیزش اقوام، زبانها و آیینها بودهاند. از سدههای میانه، مسلمانان و سپس جمعیتهای ترک عثمانی در جزایر اژه اسکان یافتند و جامعهای چندلایه پدید آمد.
اما با برآمدن دولتهای ملی در سدهٔ نوزدهم و بیستم، تاریخ به ابزار مشروعیتبخشی بدل شد. روایتهای یکسویهٔ تاریخی، میلیونها انسان را از سرزمینهای کهن خود راند و «هویت» به مرزی سیاسی وگر فروکاسته شد. تاریخنگاری ملیگرایانه، بهجای بازنمایی پیوستگیهای تاریخی، گسستها را برجسته کرد و از گذشته، سلاحی برای حال ساخت.
۷. تاریخ به چه کار میآید؟
در چشمانداز تاریخ ساختاری، وطن نه ملک انحصاری یک قوم یا دین، بلکه فضای زیستهٔ مشترک انسانهاست. تاریخ هیچگاه سند مالکیت به هیچ مردمی نداده است. آنچه انسان را به خاک پیوند میدهد، نه اسطورهٔ خون و نژاد، بلکه خاطره، کار، زبان مشترک و میثاق اجتماعی است.
جدا کردن انسانها از سرزمینی که در آن زاده و بالیدهاند، نه رویدادی ناگزیر در تاریخ، بلکه برساختهای سیاسی و جنایتی اخلاقی است. تاریخ، اگر بهراستی فهمیده شود، باید ابزار نقد قدرت و افسونزدایی از روایتهای انحصارطلبانه باشد، نه خدمتگزار آنها.
📚 یادکرد منابع
- فردیناند برودل، خاطرات مدیترانه
- فریدون آدمیت، تاریخ فکر
- زامیاد رمضانی، «نگاهی به تاریخ فکر»
- درسگفتارهای فریدون آدمیت به روایت هما زنجانیزاده